الشيخ المنتظري
264
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
وحدت روش گذشتگان و آيندگان « وَكَذَلِكَ الْخَلَفُ يَعْقُبُ السَّلَفَ ، لاَتُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً ، وَلاَيَرْعَوِى الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً » ( و همين طور آيندگان به دنبال گذشتگان گام برمى دارند ، نه مرگ از هلاك كردن مردم و نه بازماندگان از ارتكاب گناه دست برمى دارند . ) در اين نسخه ما « يعقب السّلف » است ولى در برخى نسخه ها « بِعَقِب السّلف » است ، به هرحال معنا يكى مىباشد ; يعنى اين جنگ و دعواهايى كه گذشتگان بر سرِ مال و مقام دنيا داشتند منحصر به آنها نبود ، بلكه اين نسل بعدى هم از آنها متابعت كرده و اينها هم بر همان رويّه هستند . « لاتقلع المنيّة اختراماً » مرگ از اين كه يك دفعه گلوها را مىگيرد و انسانها را خفه مىكند دست برنمى دارد ، اين دسته را كه مىكشد دسته بعدى را هم گلوگير مىكند و آنها را هم مىكشد . « و لايرعوى الباقون اجتراماً » و بازماندگان نيز از كج رويهايى كه گذشتگان به آن مبتلا بودند دست بردار نيستند . « لايرعوى » به معناى « لايرجعون » است ; يعنى از جنايتى كه گذشتگان داشتند ، اين بعدى ها دست برنمى دارند . به هرحال نه بعدى ها از جناياتى كه قبلى ها داشتند دست برمى دارند ، و نه مرگ دست از آدمكشى برمى دارد . « يَحْتَذُونَ مِثَالا ، وَيَمْضُونَ اَرْسَالا ، اِلَى غَايَةِ الاِْنْتِهَاءِ ، وَصَيُّورِ الْفَنَاءِ ، حَتَّى اِذَا تَصَرَّمَتِ الاُْمُورُ ، وَتَقَضَّتِ الدُّهُورُ ، وَاَزِفَ النُّشُورُ ، اَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ » ( از رفتار گذشتگان پيروى مىنمايند ، و پى درپى مىگذرند تا پايان زندگى و سرمنزل نيستى ، تا هنگامى كه رشته كارها از هم گسيخت ، و روزگار سپرى شد ، و برانگيختن مردم نزديك شد ، خداوند آنها را از قبرها بيرون مىآورد . ) « يحتذون » از مادّه « حذو » به معناى همانند و دنباله رو است ، يعنى « يتشاكلون » ; اينها در اعمال و رفتار مانند همانها هستند ; آنها سرِ باغ و خانه و مال و مقام دنيا دعوا و نزاع و كشت و كشتار داشتند ، اينها هم همان طورند و در اعمال و رفتار